تنبیه - « یاداشت »

« یاداشت »

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد

تنبیه

روزی مرد خیاطی کوزه ی عسلی رو برد مغازه تا وقتی میخواد بره خونه اون رو ببره،اون که بیرون کار داشت و نمیخواست شاگرد شکموش دست به اون کوزه عسل بزنه به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهره مبادا کسی به اون دست بزنه شاگرد که میدونست تو کوزه عسله بعد از رفتن مرد خیاط مقداری از پول دخل رو برداشت و نشست پای کوزه و تا میتونست خورد،بعداز مدتی که مرد خیاط اومد شاگرد رو دید که وسط مغازه ول شده مرد رو کرد به شاگرد و ازش پرسید چه اتفاقی افتاده شاگرد که داشت فیلم بازی میکرد گفت:بعد از این که شما رفتید دزدها امدند و از مغازه دزدی کردند من که نمیتوانستم کاری بکنم گفتم تا میتوانم زهر بخورم و بمیرم تا شما مرا تنبیه نکنید.....!!

تاریخ ارسال: چهارشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 06:05 ب.ظ | نویسنده: امیرحسین | چاپ مطلب
نظرات (1)
چهارشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1390 06:07 ب.ظ
صفا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی جالب بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد